تبليغاتX
دروغ مثل آب خوردن

دروغ مثل آب خوردن

اینجانب رئیس جمهور (سید واقعی)

 

هر حرکت اجتماعی به یک رهبر نیازمند است، یعنی اگر 5 نفر بخواهند با هم به یک هدفی برسند باید یکی را از بین خود به عنوان سرپرست، مدیر یا رهبر معرفی کنند که بتواند حرکت گروه را در راستایی که ترسیم کردند هدایت کند تا به هدف برسند. نقطه ضعفی که جنبش بعد از انتخابات که به سبز معروف شد کمی بعد از شکل گیری از خود نشان داد همین بود، این جنبش حتی پس از حدود 6 ماه از ...... .(در  ادامه مطلب بخوانید)


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 7 دی1388ساعت 16:57  توسط سیدمهدی  | 

 

جو امروز زمین سنگین است

چشم ها چشمه اشک و سینه ها غمگین است

 

آسمان ابر و پر از گرد و غبار

اشک خورشید به خون آذین است

 

عرش گویی ملکی نیست در آن

ز هجوم ملکان، دشت، بهشت آگین است

 

هرکه را بال پریدن نبده، بشتابد

روز پرواز شده، آسمان پائین است

 

۱۰محرم ۱۴۳۱

+ نوشته شده در  یکشنبه 6 دی1388ساعت 15:7  توسط سیدمهدی  | 

 

کجا رفته اید

کجا فرستادمتان، بی بدرقه

جایتان همیشه سبز

چشم هایم همیشه چشم به راهتان

چه سد محکمی، چه قلب تیره ای

نهر تشنه ام، نبودنتان را ترک خورده

چشم لادن های خیره کنار نهر، خاموش

کجا فرستادمتان، بی بدرقه

قطره های شور اشک

شیرین ترینهای وجود من

فریاد روزهای خاکستریم را بشنوید

خلاء آرامش تراوشتان

در هیچ هوایی پر نشد

کجا رفته اید

کجا رفته اید

طعم شیرین شوریتان

از یاد پلک های پر تپش نرفته است

وجودم نبودنتان را ترک خورده

کجا فرستادمتان

+ نوشته شده در  جمعه 4 دی1388ساعت 13:5  توسط سیدمهدی  | 

چشم هایم را می بندم

برای چند لحظه هم که شده

از پشت دیوار سیاه پلکهایم عبور می کنم

پرواز که نه، شاید غوطه می خورم

درون دریایی بدون افق

از ساحل واقعیت که دور می شوم

آنقدر که چراغ فانوس دریایی

مثل ستاره ای از دور چشمک می زند

صدای پارو زدنت را می شنوم

قایق چوبی کوچکت را می بینم

اشکهایم را به آبهای دریا قرض می دهم

خیره نگاهت می کنم، سیر نمی شوم

آنقدر موج سواری کرده ای

انگار هیچ از سنگ های ساحل خبرنداری

از منی که خیسم

و چشمم هنوز به چراغ فانوس دریایی است

می دانم قایقت برگشتنی نیست

کاش غرق می شدم

کاش می شد زندگی کرد

با چشم های بسته

+ نوشته شده در  دوشنبه 30 آذر1388ساعت 0:40  توسط سیدمهدی  | 

+ نوشته شده در  جمعه 27 آذر1388ساعت 20:35  توسط سیدمهدی  | 

 

ماه محرم آمد

اسلام می تپد باز

 

آماده می کند دل

بالی برای پرواز

 

ترکیبی از سیاهی

عالم نداند این راز

 

رنگی است شب نشان و

ماهی برای آغاز

+ نوشته شده در  جمعه 27 آذر1388ساعت 13:30  توسط سیدمهدی  | 


ریش و قیچی دست .... وای نه ببخشید ریشه و قیچی دست شماست این روزها.

+ نوشته شده در  دوشنبه 23 آذر1388ساعت 10:23  توسط سیدمهدی  | 


+ نوشته شده در  چهارشنبه 18 آذر1388ساعت 0:20  توسط سیدمهدی  | 

ماشاله بزنم به تخته چشم نخوره مملکت ما در هفته اندازه کل یک سال اروپا و آمریکا خبر داره و حتی خیلی از خبرگزاری ها رو تغذیه می کنه و از مگس پروندن نجات میده و خوب طبیعتا کلی هم نکته جالب میشه توش پیدا کرد، اما نکته جالب من اینه که امروز اخبار شبکه 3 دانشگاه تهران رو نشون می داد که عده ای آشوبگر جلوی دانشکده فنی جمع شده بودند و شعارهای خلاف آنچه باید سر می دادند بعد در همون موقع دانشجویان گل گلاب داشتند نماز می خوندند که وقتی نمازشون تموم میشه و این حرکت شنیع او یکی دانشجوهای بد بد رو می بینن به صورت کاملا خودجوش جلوی اونها موضع می گیرند و شعار میدن و باز هم به صورت کاملا خودجوش از تو جیبشون پرچم و پوسترها رو در میارن و شعارهای طرف مقابل رو له می کنن و البته به صورت کاملا اتفاقی 80% دانشجویان* خوب دانشگاه تهران از این وسایل ضروری تو کیف و جیبشون داشتن و قابل ذکر هست که دسته پرچم ها از نوع آنتنی بوده یعنی قشنگ جمع میشه و جا گیر نیست، البته همچین نکته جالبی هم نداشت همه چی خیلی اتفاقی و خودجوش بوده و منطقی هم هست ولی خوب من چیز دیگه ای به ذهنم نرسید، ببخشید


*اگه شک کنید اینا دانشجو بودن بازم مثل همیشه مدیونین، همشون دانشجو بودن همشونم اون روز کلاس داشتن، مدیونین ها.

+ نوشته شده در  سه شنبه 17 آذر1388ساعت 22:35  توسط سیدمهدی  | 


دوشنبه ها دو روز بعد شنبه اند و

                                       این دوشنبه هم

ولی این یکی دوشنبه کجا و

                                       آن یکی کجا


اضافه نوشت: ببینید الکی انگ سیاسی به من نزنید ها :)

+ نوشته شده در  شنبه 14 آذر1388ساعت 8:15  توسط سیدمهدی  | 


قدیم، خروس ها بی محل بودند

ولی حالا ویروس ها بی محل شدند



* الکی شلوغش نکنین، من سرما نخوردم (:


+ نوشته شده در  دوشنبه 9 آذر1388ساعت 0:15  توسط سیدمهدی  | 

 این حس افتخاری که به آدم دست میده تو هیچ کشور دیگه ای پا نمیده، اصلا سر به سرتون نمیذارم ها تک تک موهای بدن آدم سیخ میشه وقتی دقت و انصاف و بی طرفی مثال زدنی وزارت ارشاد رو می بینه، اصلا شما عمرا می تونستین بفهمین یکی از عکسایی که تو یکی از آگهی های مربوط به یکی از آژانسای مسافرتی توی یکی از شماره های روزنامه همشهری بوده مربوط به موزه بهائیت بوده و این همشهری نامرد ملحد با چاپ این تبلیغ قصد ریشه کن کردن اسلام و شیعه و کلا ادیان رو داشته؟ نه خدا وکیلی اگه اساتید محترم و با انصاف و مومن و متدین و با شعور و با فرهنگ و روشنفکر و تحصیلکرده و ... وزارت ارشاد نبودند که این روزنامه رو فقط به همین علت توقیف کنند چه به سر ما می اومد، واقعا دیگه می شد امیدی به بقای انقلاب و اسلام و فرهنگ و تمدن و آزادی بیان داشت، خدایا تو را شاکریم که با قرار دادن حاکمانی خردمند، نعمتت را بر ما تمام کردی.


شفاف ساز نوشت: ببینید مدیونید اگه یک وقت خدای نکرده فکر کنید این توقیف ربطی به افتتاح قریب الوقوع تونل توحید یا تحلیل مسائل مربوط به مدیریت مترو یا تحلیل و نقد حرفهای جناب جوانفکر توسط سردبیر همشهری داره ها، مدیونین.

+ نوشته شده در  دوشنبه 2 آذر1388ساعت 22:7  توسط سیدمهدی  |