تبليغاتX
دروغستان

چشمهايت را ببند.گوشهايت را بگير و لال شدن را به زبانت بياموز...درست همين

جاست! بي آبروترين قرن زمين...

جايي كه آب هم ارز آبروست و نان هم وزن ايمان است.دنياي فرشته رويان ددخوي...

راه فراري نداري.سر جايت بنشين و مجسمه بودن را تمرين كن! اينجا بي شرمانه ترين

دروغستان است و دروغ تنها ترين حقيقت.

دنبال راست نگرد كه چپ مي كني و دنبال راه نگرد كه آرزوي چاه بر دلت مي

ماند.بهتر است به نداشتن اميد عادت كني يا مشغول زندگي كردن باش يا مشغول

مردن و براي زندگي كردن بخواب و بيداري را باور نكن كه دروغ است. پس با لالايي اين

گرگها بخواب.كم كم عادت مي كني كه با صداي زوزه گرگ به ياد چه چه قناري

بيفتي...

 

+ نوشته شده در  جمعه 14 مرداد1390ساعت 3:19  توسط دروغگو | 

خنده بر لب می زنم تا کس نداند راز من ، ورنه این دنیا که ما دیدیم خندیدن نداشت

+ نوشته شده در  جمعه 14 مرداد1390ساعت 3:58  توسط دروغگو | 
 
صفحه نخست
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
اگر فقط برای خواندن دروغستانهای من آمدی...
خوش آمدی...
دروغستان = مجموعه ای از داستانهای من به دروغ

نوشته های پیشین
مرداد 1390
آرشیو موضوعی
راستک
دروغستان شاخ
دروغچه
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM